حمایت از خلیج همیشه فارس در النانو

حمایت از نام خلیج فارس نه تنها حمایت از یک نام، بلکه حمایت از هویتی است که پس از چند هزار سال به نسل ما رسیده است؛ گرچه شاید ما بدرستی دریافت نکرده باشیم اما این خلالی در عیار آن نداشته و باید زحمت بسیار کشید تا خاک های زمانه را از روی آن زدود و به زلال و گوهر آن پی برد. در سده های اخیر بخش های بزرگ و مهمی از ایران عزیز جدا شده اند، کتابخانه های بزرگ متروک و اقوام نزدیک، دور مانده اند. اما هر چه رفته است، شاید با صبر ایرانی استوار و روزگار چشیده، روان گشته باشد ولی باید اعلام نمود که اگر قرار باشد تمام بدان، سرمایه یکی کنند تا خدشه ای به نام تمدن ایران وارد کنند این، میسر نخواهد گردید که جوانان ایرانی چنین اجازه نخواهد داد.

ما برای آنکه ایران خانه‌ی خوبان شود / رنج دوران برده ایم
ما برای آنکه ایران گوهر تابان شود / خون دلها خورده‌ایم
ما برای بوییدن بوی گل نسترن / چه سفرها کرده‌ایم
ما برای نوشیدن شورابه های کویر / چه خطرها کرده‌ایم
ما برای بوسیدن نام گلی ناشناس / چه سفرها کرده‌ایم
ما برای بوسیدن خاک سر قله‌ها / چه خطرها کرده‌ایم
ما برای خواندن این قصه عشق به خاک / رنج دوران برده‌ایم
ما برای جاودان ماندن این عشق پاک / رنج دوران برده‌ایم

تاریخچه خلیج فارس

بدون هیچ تردیدی نام درست جغرافیایی آن در طول تاریخ خلیج فارس است. در اسناد به جا مانده از بسیاری از تمدن‌های گذشته اینگونه بیان شده که سرزمین‌های جنوب خلیج فارس که شامل قطر، شمال عمان، امارت متحده عربی، شرق عربستان و کویت می‌شده به ایران تعلق داشته‌اند و بنابراین خلیج فارس جزو آبهای داخلی ایران به حساب می‌آمده و به همین علت یونانیان به آن سینوس پریسیکوس گفته‌اند.

چارلز بلگریو نماینده و کارگذار دولت بریتانیا در خلیج فارس، در سال ۱۹۳۵ نامه‌ای به دولت مطبوعش می‌نویسد و در آن ذکر می‌کند: «اکنون که تمام صفحات جنوبی خلیج فارس را عربی کرده‌ایم، خوب است نامش را هم عوض کنیم» ولی انگلستان که آن زمان بر سر نفت با ایران اختلاف داشت، این پیشنهاد را برای جلوگیری از تیره‌تر شدن روابط با تهران، نپذیرفت.

کهن‌ترین نام جغرافیایی که از خلیج فارس وجود دارد نارمَرتو (narmarratu) است که در کتیبه‌های آشوری بر جای مانده‌است و به معنای رود تلخ است. فلاویوس آریانوس در سدهٔ دوم میلادی در آثار خود خلیج فارس را پرسیکون کاای تاس که خلیج فارس معنا می‌دهد استفاده کرده‌است.

جغرافی دانان و تاریخ نگاران عرب اسلامی دوره آغازین اسلام، همچون طبری، مسعودی و یعقوبی به اتفاق در کتب خطی به جای مانده از خود اذعان دارند که تمامی نواحی خلیج پارس در دوره‌های پیش از اسلام به ایران تعلق داشته‌است. استخری در مسالک و ممالک و «ابن حوقل بغدادی» در کتاب خود «صورة العرض» که در سال ۱۹۹۳. م در لندن به زبان انگلیسی به چاپ رسید، عنوان می‌کند که: «همان طور که بارها گفته شد، دریای پارس دریایی است از اقیانوس احاطه کننده جهان که در اطراف چین از آن منشعب می‌شود؛ این دریا از سرزمین‌های سند (هند) و کرمان تا فارس ادامه می‌یابد و در میان همه سرزمین‌ها به نام پارس خوانده می‌شود، زیرا پارس از همه کشورها پیشرفته تر است و شاهان آن محکم ترین کنترل (حاکمیت) را در دوران کهن داشته‌اند و حتی اکنون نیز تمامی کرانه‌های دور و نزدیک این دریا و همه سرزمین‌های پارس و دیگر را تحت کنترل دارند». تا پیش از دهه ۶۰ قرن بیستم میلادی، کشورهای عربی از عبارت خلیج فارس در مکاتبات رسمی خود استفاده می‌کردند.